کتاب «داستانهای قورتدادنی» اثر اسکار مندل با ترجمه ابوذر کرمی به بازار کتاب آمد.
به گزارش ایبنا، این کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاه و شیرین جهان را در خود جای است. برخی از این داستانها از زبان حیوانات و بعضی از زبان انسانها بیان شدهاند اما تمامی آنها دربرگیرندهی نکاتی اند که از دیرباز نسلهای گذشته سعی در انتقال آن به نسل بعدی خود داشتهاند.
داستانهای این کتاب گاهی شبیه به داستانهای متون کهن مانند کلیله و دمنه یا متلهای ایرانیاند؛ این داستانها نشان میدهند که برخی مسایل دغدغه تمام انسانها با فرهنگهای گوناگون بوده اند و در واقع از مسایل مشترک بین فرهنگها محسوب میشوند.
این اثر 42 داستان کوتاه را برای مخاطبانش بیان میکند. «دعوا بر سر یک تکه استخوان»، «خروسی که خورشید را وادار میکرد طلوع کند»، «عقاب روی کوه»، «اسب آبیای که مجیزش را میگفتند»، «فروشندهای به نام هنک»، «پارلمان حیوانات»، «پیردختر، قناری و گربه» و «دولتمند و معمار» از جمله برخی از عناوین این کتاب است.
در اینجا یکی از داستانهای این اثر را با عنوان «ملاقات دو پادشاه» با هم میخوانیم:
«دو پادشاه با هم ملاقات کردند تا اختلاف مرزیشان را حل و فصل کنند. یکی از آنها لباسی از جنس طلا و نقره پوشیده بود و دیگری ژندهپوش بود و صورتش پر از بریدگی و خراش بود. پادشاه طلا و نقرهپوش وقتی پادشاه کشور همسایه را دید چنان متعجب شد که اختلاف مرزی را به کل فراموش کرد، چون با اینکه پادشاهان میخواهند با یکدیگر بجنگند، ولی متنفرند از اینکه یکی از خودشان واقعاً دچار زحمت و دردسر شود. حتی وقتی یک پادشاه، پادشاهی دیگر را میکشد، باید مطمئن باشد پشت سر کسی که وی را کشته است یک نفر دیگر هست که جایش را بگیرد.
به هر حال، پادشاهِ طلا و نقرهپوش به شانهی پادشاه ژندهپوش زد و داد زد: «چه بر سرت آمده ای برادر!» پادشاه ژندهپوش گفت: «نپرس، مرا تا سرحد مرگ زدهاند. من پادشاه خوبی هستم. دستمزدها و سودها و حقوقها و بهرهها و مستمریها و عواید همه را افزایش دادم و مردم عادت کردند پول زیاد داشته باشند و در نتیجه مطالباتشان بیشتر و خزانه خالی شد. جواهرات ملکه را فروختم، ثروتمندان متهمم کردند و از همه طرف بر من سنگ زدند و اگر این جلسهی حل اختلاف مرزی نبود تا حالا قطعه قطعه شده بودم. به خودت نگاه کن. چه زیبا و شاد هستی، بیست سال از من جواتر به نظر میرسی. ای برادر، ای برادر، تو چه کار میکنی؟»
پادشاه ثروتمند گرفت: «من برخلاف تو چنان مالیات سنگینی برای مردم وضع کردم که میتواند زندگی پنج نسلِ بعدِ آنها را نابود کند. دست آخر وقتی در قلمروی من سر و صدایی بلند شد، سر و صدایی از روی گریه و آه و ناله بود. از اریکهی قدرتم لطفی فراموش نشدنی کردم و مالیات را به مقدار یکدهم کاهش دادم و حالا، برادر، آن قدر ثروتمندم که میتوانم خداوندگار ثروت را بخرم و مردم با این که گرسنهاند هرجا میروم برایم دعای خیر میکنند.»»
این کتاب اثر «اسکار مندل» است که توسط «ابوذر کرمی» برای نوجوانان به فارسی برگردان شده است.
کتاب «داستانهای قورتدادنی» از سوی نشر آفرینگان در 155 صفحه و بهای 2800 تومان روانهی بازار کتاب شده است.