کتاب «فروهر و نگاره آن» که به تازگی توسط انتشارات ابریشمیفر منتشر شده است، توضیح میدهد که در باور ایرانی و در دین زرتشتی، هرگز اهورا مزدا صورت خارجی و جسمانی ندارد و انتساب این نقش و نگاره به بزرگ دانای هستیبخش، صحیح نیست. این کتاب حاصل پژوهش "آناهید خزیر" روزنامه نگار و همکار ایبناست.
به گزارش ایبنا، نشانواره فروهر که رد پایش تا دورترین روزگاران تاریخی ما میرسد، به چه معناست و اجزای آن چه مفهومی را بازگو میکنند؟ کتاب «فروهر و نگاره آن»، کوششی برای پاسخ دادن به این پرسش است و توضیح میدهد که «در باور ایرانی و در دین زرتشتی، هرگز اهورامزدا صورت خارجی و جسمانی ندارد و انتساب این نقش و نگاره به بزرگ دانای هستیبخش، صحیح نیست»
از دیرباز نگاره و نشان وارهای وجود داشته است که پیکره مردی را تصویر میکند که بالهای گشودهای دارد و دو رشته آویخته در دو سوی او دیده میشوند. میانه آن مرد را دایرهای در برگرفته است و در دست او حلقهای دیده میشود. این نگاره، «فروهر» نام دارد و نشانواره دین زرتشتی است، اما مشکل اینجاست که برخی به نادرستی آن را انگاره «اهورامزدا»، خدای یگانه هستیبخش گمان میبرند.
امروزه این نگاره بین زرتشتیان، نمایانگر شکل فروهر است و به عنوان نشانواره دین زرتشتی به کار میرود. این نگاره، پیشینه چندین هزار ساله داشته و شبیه آن در جاهای دیگر و نزد قومهای دیگر نیز دیده شده است. شکل کنونی این نگاره در سنگ نبشتههای هخامنشی و برفراز سر پادشاهان دیده میشود.
در آن هنگام، نخست به گونه شاهینی بود که بدنی از انسان هخامنشی داشت، پس از آن بال و دم و دیگر بخشهای این پرنده نیز بر پایه باورهای زرتشتیان تکمیل و مهر رسمی داریوش و دیگر پادشاهان هخامنشی شد. از آن پس در سرتاسر تخت جمشید و نقش رستم و بر بالای همه سنگ نوشتهها، به عنوان نماد دولت هخامنشی در سینه کاخها و کوهها کنده شد.
این نگاره بسیاری از مفهومهای آموزش داده شده اشو زرتشت را داراست. در نگاه نخست، پیرمردی با لباس آراسته را میبینیم که با اندامی برافراشته ایستاده است و با سری پوشیده، رو به سوی خاور، به گونه پرندهای باشکوه و پرتوان، با بالهای گشاده در حال پرواز و در حال عبور از حلقهای است که در میان دارد. حلقه مهر (پیمان) را در دست چپ گرفته و با دست راست در حال نیایش اهورامزداست.
کتاب یاد شده در چند بخش کوتاه فراهم شده است. نویسنده، ابتدا از «پنج نیروی نهاد آدمی در باور زرتشتی» سخن میگوید. این پنج نیروی باطنی، که اجزای بدن و هستی آدمی را تشکیل میدهند، عبارتند از اهو (نیروی جنبش)، دئنا (وجدان آدمی)، بئوذ (سرپرست خرد آدمی)، اورون (روان آدمی) و سرانجام فروهر. «اهو» که از آن به «جان» تعبیر کردهاند، با مرگ آدمی از بین میرود. «دئنا» تشخیص دهنده رفتار هر فرد و راهنمای اوست، «بئوذ» آدمی را یاری میدهد تا راه درست را دریابد و «اورون» نیز اختیار روان آدمی در گزینش راه نیک از گمراهی است. «فروهر» پنجمین نیرو از نیروهای سازنده بدن است.
بخش دوم، «فروهر چیست؟» عنوان گرفته است و بحثی است درباره ریشهشناسی این واژه و معنای آن. فروهر ذره مینوی وجود آدمی است که پس از مرگ به صورت فعال باقی میماند و یاریدهنده نیکان و پارسیان و کیفردهنده زشتکرداران است. نویسنده توضیح میدهد که وظیفه فروهر چنین است که از هنگام بسته شدن نطفه آدمی، تا لحظه مرگ، او را یاری دهد «این نیرو پس از مرگ آدمی، به عالم بالا میرود و همواره از اهورامزدا برای بازماندگان درگذشتگان، درخواست خرمی و شادمانی میکند».
از این رو «شاید بتوان گفت که فروهر با ارزشترین جزء وجود انسان است. چون این جزء، ذرهای است از هستی بیپایان اهورامزدا که هنگام زایش برای راهنمایی روان و رهبری آن به سوی کمال در وجود یک انسان جایگزین شده و پس از مرگ با همان پاکی و درستی به اصل خود میپیوندد» (ص 11).
آنگاه بخش «اشاره به فروهر در اوستا» آمده است. نویسنده توضیح این نکته را درخور اهمیت میداند که در «گاتها» (سرودهای مینوی اشو زرتشت)، که بخشی از «یسنا» اوستاست، نامی از فروهر برده نشده است. او به جستوجوی پاسخی برای این پرسش میپردازد که چرا به چنین نامی در «گاتها» برخورد نمیکنیم؟ سپس بخشهایی از «فروردین یشت» (یکی از «یشت»های اوستا ) را میآورد که در آن، اهورامزدا با زرتشت پیامبر سخن گفته و از فروهرها یاد کرده است.
در هاتِ بیست و ششمِ «یسنا»، درباره فَرَوشی اهورامزدا آمده است: «... اینک در میان همه این فَرَوشیهای نخستین، فروشی اهورهمزدا را میستاییم که مِهترین و بهترین و زیباترین و استوارترین و خردمندترین و بُرزمندترین و سپندترین است.»
در بخش بعدی از «باورهای اسطورهای درباره فروهر» نکتههایی با خواننده در میان گذاشته شده است. نویسنده یادآوری میکند که نباید آنچه را که در اسطورهها آمده است، با اندیشه و سخن زرتشت، یکی دانست، چرا که بسیاری از آن پندارها با «گاتها» سازگار نیست و برخاسته از انگارههای اسطورهای (نه دینی) است. در هر حال، بر اساس اسطورهها، جهان مادی آفریده میشود، اما پیش از آن به صورت فروهر یا مینوی، پایدار بوده است.
بخش کوتاه «فروهر و روان» نیز تلاشی است برای دریافت این نکته که آیا فروهر همان روان است؟ نویسنده، با استناد به نوشتههای پژوهندگان، فروهر و روان را جدای از هم میداند. سپس از «فروردینگان، جشن نزول فروهرها» یاد میکند و توضیح میدهد که چگونه این جشن نخست سال، با پایین آمدن فروهر درگذشتگان ارتباط مییابد.
اشاره به مراسمی که در این جشن برگزار میشود، آشنایی بیشتر خواننده را با «فروردینگان» فراهم میکند و پیوند آن را با فروهرها نشان میدهد. زرتشتیان در جشن فروردینگان به زیارت آرامگاه درگذشتگان خود میروند و طی مراسمی از آنان یاد میکنند. خواندن نیایش «آفرینگان» و روشن کردن شمع از دیگر بخشهای این آیین است. نقل ترجمه بخشی کوتاه از متن پهلوی «روز هرمزد ماه فروردین، ماه فروردین روز خرداد» که از متنهای مهم زبان پهلوی است، تکمیل کننده این پاره از کتاب است.
در بخش اصلی کتاب، توضیحات لازمی درباره «نگاره فروهر» آمده است و سپس در بخش «معنای اجزای نگاره فروهر»، جزء به جزء آن پیکره و معنای هر کدام از آن اجزاء شرح داده شده است. از جمله آن که سر پیکره که به شکل مرد سالخوردهای است، نشان از تکیه بر تجربه و دانش آدمی دارد. حلقه مهر در دست چپ فروهر نیز اهمیت پایبندی به پیمانها و پیوستن به راستی است.
بالهای فروهر سه اصل بنیادین گفتار نیک، کردار نیک، اندیشه نیک را فرا یاد میآورد. دستهای فروهر به سوی بالاست، بدان سبب تا همواره توجه آدمی معطوف به اهورامزدا (خدای یگانه) باشد. دایره میان شکل، حلقهای است که پیکره این انسان سالخورده را در میان میگیرد و نشاندهنده جهان خاکی است که هیچ کس را چارهای جز عبور از آن نیست.
دامن نگاره از سه قسمت به وجود آمده است و نشانهای از اندیشه، گفتار و کردار بد دارد که به پایین افکنده شده است. دو رشته آویخته نیز یکی به سمت راست است و نشان از نیکی دارد و آن که سمت چپ قرار گرفته نموداری از منش زشت و ناپسند است. به همین صورت، بخشهای نگاره فروهر شرح و توضیح داده شده است.
«ریشههای تاریخی نگاره فروهر» پایانبخش مطالب کتاب است. در این بخش از همسانی این نگاره با نقشهای اقوام باستانی، مثل آشوریان، گفتوگو شده است و از ترکیب نهایی نگاره فروهر در زمان هخامنشیان سخن به میان آمده است. برجستهترین نمونه این نگاره را در کتیبه بیستون داریوش هخامنشی میتوان دید.
در تخت جمشید نیز این نگاره بارها به کار رفته است. آخرین نمونه آن را هم در آرامگاه صخرهای داریوش سوم در نزدیکی تخت جمشید میتوان دید. اما نکته با اهمیت آن است که این نشانه در میان مادها نیز رواج داشته است. هر چند تنها صفحه بالدار خورشید، بدون هیکل انسانی است. «توضیح پارهای از واژههای متن» و نیز «منابع مورد استفاده»، قسمت نخست کتاب «فروهر و نگاره آن» را پایان میدهد.
نویسنده در بخش دوم، برگردان فارسی برخی از واژههای بیگانه را آورده است. در این بخش، واژههایی که وارد زبان فارسی شدهاند، به ترتیب حروف الفبا، برشمرده شده و معادل فارسی آنها در کنار هر واژه نقل شده است. بدین سان، خواننده نه تنها میتواند با ظرفیتها و قابلیتهای واژگانی زبان فارسی آشنا شود، بلکه فرهنگی کوچک و کارآمد از لغات فارسی را در اختیار دارد. در این بخش، نزدیک به یک هزار و 500 واژه بیگانه و معادل فارسی آنها دیده میشود.
چاپ نخست کتاب «فروهر و نگاره آن، به همراه واژههای پارسی» پژوهش و تحقیق آناهید خزیر، با شمارگان هزار نسخه و بهای 20000 ریال به دستیاری انتشارات ابریشمیفر منتشر و در اختیار خواستاران چنین مباحثی قرار گرفته است.